هدف این مطالعه بررسی اثرات بالینی ماساژ شکمی بر بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ و همچنین تأثیر آن بر میکروفلور روده بود. ما یک کارآزمایی بالینی تصادفی و کنترلشده انجام دادیم. در مجموع ۶۰ بیمار مبتلا به دیابت نوع ۲ که معیارهای ورود را داشتند، بهصورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند: گروه کنترل، گروه ماساژ معمولی و گروه ماساژ شکمی.
گروه کنترل فقط آموزشهای بهداشتی دریافت کرد و برنامه دارویی کاهنده قند خون خود را ادامه داد. گروه ماساژ معمولی و گروه ماساژ شکمی مداخلات ماساژ متفاوتی دریافت کردند.
علاوه بر بررسی شاخصهای متابولیسم قند و چربی، ما بهطور کمی میکروبیوتای روده را تحلیل کردیم تا اثر ماساژ بر فلور روده بیماران دیابتی را ارزیابی کنیم.
در مقایسه با گروه کنترل، ماساژ شکمی باعث بهبود سطوح هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، کلسترول تام، انتروباکترها و بیفیدوباکترها شد و این تغییرات از نظر آماری معنادار بودند (بهترتیب با P=0.02، P=0.03، P=0.03 و P=0.03).
مقایسه درونگروهی نیز نشان داد که سطوح چهار جنس باکتریایی در گروه ماساژ شکمی قبل و بعد از درمان تغییرات معناداری داشتهاند (P=0.006، P<0.001، P<0.001 و P=0.002).
در مقایسه بین گروه ماساژ معمولی و گروه ماساژ شکمی، هیچ تفاوت معناداری در شاخصهای آزمایشی مشاهده نشد. با این حال، ماساژ شکمی سطح انتروباکترها و لاکتوباسیلها را بیش از ماساژ معمولی تنظیم کرد. علاوه بر این، ماساژ شکمی باعث کاهش سطح انتروکوکها شد.
نتایج این مطالعه نشان میدهد که ماساژ شکمی نسبت به ماساژ معمولی مزایای بالینی دارد و ممکن است تا حدی اختلالات میکروفلور روده را اصلاح کند.